REFT

مثنوی ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت

ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت, که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم. بیا که رایت صلح و صفا برافرازیم, براه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم. بیا که حرص …

فريب آشتي. ز حيله، بر در موشي نشست گربه و گفت. که چند دشمني از بهر حرص و آز کنيم. بيا که رايت صلح و صفا برافرازيم. براه سعي و عمل، فکر برگ و ساز کنيم.

احسان بی ثمر: بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت. ارزش گوهر: … از یک غزل: بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت … فریب آشتی: ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت.

1. ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت. 2. که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم. 3. بیا که رایت صلح و صفا برافرازیم. 4. براه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم. 5.

دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده …. فریب آشتی: ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت

آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر دوم ابیات 585 تا 613. نام حکایت … 593) والله ار سوراخِ موشی در روی / مُبتلایِ گربه چنگالی شوی. 594) آدمی را …

گاهي شعري از شاعران قديم به او مي‌داد تا بر اساس آن ، شعر ديگري بسرايد يا وزن آن را …. از 30 سالگي سروده بود و بيش از صد و پنجاه قصيده ، قطعه ، غزل و مثنوي را شامل مي‌شد. …. ز حيله بر در موشي نشست گربه و گفت که چند دشمني از بهر حرص و آز کنيم.

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند …. و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. …. ساخته بشلاق افشا و رسوایی بگیرد: ز حیله بر در موشی نشست گربه و گفت که …

موش دیگر باره با خود گفت که هر گاه در اینوقت تزویری و حیله یی ساختی از چنگ …. آن طالب علم از دست موشان عاجز بود تا آنکه من داخل آن حجره شدم و موشی را گرفتم، طالب …… یی ریخته بود گربه رسید و از آن سیر بخورد و برگشت آمد بدر خانه ی موش و نشست. …… را نیز همراه برد، عطار در حق جلال الدین دعا کرد و مثنوی اسرار نامه را بوی هدیه نمود.

سخن رفته است، نسبتا همسان دانسته شده و سه داستان از مثنوی مولوی ذکر شده که ….. از حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم.

مردم را کنار زد، و کنار برادرش نشست و سرش را کنار گوش او آورد بگونه‌ای که می‌خواهد … او بسیار دانا و باهوش بود گفت: این هنر از عالم مادی صورت و ظاهر نیست. ….. امّا شکمش از گرسنگی ناله می‌کرد که‌ ای درغگو, خدا , حیله و مکر تو را آشکار کند! … من نتوانستم آن را از گربه بگیرم. … موشی, مهار شتری را به شوخی به دندان گرفت و به راه افتاد.

قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست سایلی آمد به سوی خانه‌ای خشک نانه خواست یا تر نانه‌ای گفت صاحب‌خانه.

برخی از اشعار نامناسب و خلاف ادب مولوی که پرده از جنس عرفان او بر می دارد! … گفت بنمودم دغل لیکن ترا از نصیحت باز گفتم ماجرا … چون برون انداخت شلوار و نشست در میان پای زن آن زن‌پرست … انبار کرد، عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت، کودک بیدار …. ر عقل او موشی شود شهوت چو شیر.

پیر موش از زبان آن فرتوت ماند مات و معطل و مبهوت گفت وه ! این چقدر طنّاز است چه زبان باز و حیله پرداز است بچه موشِ سفیهِ بی ادراک گفت من می روم ندارم باک … گربه با موش آشنا نشود گرگ با بره هم چَرا نشود پر دغل گربه به فن استاد باز آهسته لب به نطق …

از آنجا که پروین انسان شریف و با اخلاقی بود و از اخلاق و طبع بلندی انسانی ….. (مثنوی) ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت که چند دشمنی از بهر …

چو آن گربه که دنبه از سر شام …. نشست آنجا به ناز و چم و خم … مگر من گربه میباشم تو موشی … زجا برجست و با تندی به من گفت : ….. سیاست پیشه مردم، حیله سازند.

ادامه داستان های مثنوی. ۶. خرس و اژدها … مرد گفت: به دوستي خرس دل مده، كه از هزار دشمن بدتر است. پهلوان گفت : اين مرد … مگس روي صورت پهلوان نشست، خرس آن سنگ بزرگ را بر صورتِ پهلوان زد و سر …. فروختند تو گوشت لذيذ را ميان گربه ها رها كردي . …. موشي، مهار شتري را به شوخي به دندان گرفت و به راه افتاد . شتر هم …. حيله اي در كار داري؟

موشی، مهار شتری را به شوخی به دندان گرفت و به راه افتاد. … تو به خاطر خدا مرا یاری کن و از آب عبور ده، شتر مهربانی کرد و گفت بیا بر کوهان من بنشین تا هزار … امّا شکمش از گرسنگی ناله می‌کرد که‌ ای درغگو، خدا ، حیله و مکر تو را آشکار کند! … اهل خانه دنبال گربه دویدند ولی گربه دنبه را برد. ….. پرنده بر سر بام نشست.

قرآن کریم. عمدتا. از حیوان و. ویژگی. های. حیوانی برای تمثیل استفاده. شده. است …… گفتم مراقبت از که آموختی گفت از گربه که بر سوراخ موشی بو. د و او از من بسیار.

مثنوی مولانا. … همچو موشی پیش گربه لا شود ** همچو بره پیش گرگ از جا رود; He would become (good … اندر او نه حیله ماند نه روش ** پس کنم ناگفته تان من پرورش‏ 1915; No power to plan or …. آن فلانی فوق آن سرکش نشست ** گر چه در صورت به پهلویش نشست‏; Such and such a …

چنگ شعر مثنوی با ساز گشت …. گفت کین مه از خیال تو دمید …. چونک صوفی بر نشست و شد روان …… همچو موشی پیش گربه لا شود …. او بهر حیله که دانی راندنیست …

مولانا در جلد چهارم مثنوي در تفسير آيهء ( و ما خلقنا السموات والارض و ما بينهما الا … از قضا در دکان گربه ای به موشی حمله کرد و طوطی از ترس جان از بالای دکان جستن کرده … خلاصه سه روز و سه شب با نا امیدی در دکان نشست و با هزار رنج و غصه با خود … خلیفه به لیلی گفت : آیا کسیکه مجنون را پریشان حال کرده و از راه بدر برده تو هستی؟

اشعار داراب افسر در زمینه‌های گوناگونی از جمله:سیاسی،عاشقانه، عرفانی و در قالبهای … گفت کو گربه تا سرش بکنم … یکه موشی وزیر لشگر بود … همچو شیری نشست بر زانو …. حرف هر مثنوی و قصیده ست. اه! …. گفتومش ای حیله باز بوهیمه ول کن ادس.

برچسب‌ها:, , , ,